مطالعه جدید شرکت خدمات مالی «ولز فارگو» (Wells Fargo)، نشان میدهد؛
نسل زد بیش از هر نسلی وابستگی مالی به والدین دارد
از میان بیش از ۳ هزار و ۷۰۰ بزرگسال آمریکایی که در پایان سال گذشته مورد بررسی قرار گرفتند، بیش از نیمی از کسانی که والد هستند (۵۶ درصد) اظهار کردهاند که این حمایت مالی از فرزندان بزرگسالشان فشار بیشتری بر وضعیت مالی خودشان وارد میکند.
«امیلی اروین»، رئیس برنامهریزی ثروت خصوصی ولز فارگو گفته: «تعجبآور نیست که جوانان برای دریافت حمایت هم به خانواده و هم به منابع غیرسنتی تکیه میکنند. اما این شرایط در عین حال فشارهایی را نیز بر والدین وارد میکند. ارتباط شفاف، تعیین انتظارات روشن و برنامهریزی مشترک میتواند به خانوادهها کمک کند تا این مرحله را با هم پشت سر بگذارند.»
تقریبا نیمی از پاسخدهندگان نسل زد در این مطالعه، وضعیت مالی خود را «آشفته» توصیف کردهاند. با توجه به کاهش فرصتهای شغلی سطح ابتدایی، افزایش هزینههای زندگی و نرخ بالای اضطراب مرتبط با شغل، شاید «آشفته» حتی توصیفی ملایم هم باشد. البته کمک مالی والدین به جوانان (در صورتی که توانش را داشته باشند) پدیده جدیدی نیست. بسیاری از نسل هزاره نیز در دوران بحران مالی، زمانی که با بدهیهای دانشجویی دستوپنجه نرم میکردند و برای یافتن شغلهای ابتدایی دچار مشکل بودند، کمکهای مشابهی دریافت کردند.
در واقع، بسیاری از آنها سالها با والدین خود زندگی میکردند. اکنون با رواج هوش مصنوعی و تغییرات اساسی در فضای حرفهای، نسل زد نیز
در آغاز مسیر شغلی خود با چالشهایی روبهرو شده است. با این حال، جوانان همچنان تمایل دارند آینده خود را بسازند. فقط رویکردشان به ساختن مسیر شغلی، غیرسنتیتر شده است. یکسوم از پاسخدهندگان در مطالعه ولز فارگو گفتهاند که سال گذشته برای افزایش درآمد، سراغ کارهای جانبی و شغلهای اضافی رفتهاند. یک نظرسنجی از شرکت تحقیقات بازار «هریس پل» (Harris Poll) که در ماه سپتامبر منتشر شد، نشان داد بیش از نیمی از پاسخدهندگان (۵۷ درصد) نسل زد دارای شغل جانبی هستند، در حالی که این رقم در میان نسل «بیبی بومر» (متولدین ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴) تنها ۲۱ درصد است.
برخی از جوانان ممکن است آزادی و انعطافی را که داشتن چند شغل پارهوقت به همراه دارد ترجیح دهند. اما خیلی از آنها هم این سبک زندگی را واقعا نمیخواهند و مجبورند اینگونه طی کنند تا از هزینههای زندگی برآیند.
در همین حال، به نظر میرسد یافتههای مطالعه ولز فارگو، با افرادی در تمام گروههای سنی همخوانی و بازتاب پیدا کرده است.
یکی از متخصصان حوزه مشاوره در لینکدین نوشت: «بهعنوان یک مادر نسل ایکس با فرزندانی از نسل زد، میبینم در دنیای آنها، هزینههای اولیه زندگی از هر محاسبهای بیشتر است.» یکی از فارغالتحصیلان اخیر دانشگاه نیز در واکنش نوشت: «بهعنوان یکی از همین افراد نسل زد که به والدینم وابسته هستم، به راحتی میتوانم به همه اطمینان بدهم که زندگی در این وضعیت، مطابق میل بسیاری از ما نیست. خیلی از جوانها حاضرند مشاغل سخت مثل کار در کارخانه فولاد یا شغلهایی با موقعیتهای ابتدایی را بپذیرند، اما این مشاغل هم دیگر هزینههای یک زندگی مستقل را تامین نمیکنند.
برای وفاداری هم پاداش نمیدهند و حتی گاهی اصلا استخدامی در کار نیست. مقصر دانستن نیروی کار جوان یا والدین تحت فشارشان، در واقع نادیده گرفتن طمعی است که این بحران را بهوجود آورده است.»
یک کاربر در سایت «ردیت» نوشته: «این سیستم دیگر کار نمیکند. نسل زد مثل نسلهای قبلی نمیتواند از خانه والدینش جدا شود و زندگی راحت و معمولی داشته باشد. همانطور که در بسیاری از کشورها دیده میشود، زندگی چندنسلی در یک خانه بهزودی به یک وضعیت عادی تبدیل خواهد شد.»
با این حال، فقط نسل زد نیست که فشار نوسانات اقتصادی و ناامنی شغلی را احساس میکند. یکی از متخصصان مشاوره در لینکدین نوشت: «من از نسل ایکس هستم، متاهل و دارای فرزند، و والدینم هنوز هم در خریدهای بزرگ به ما کمک میکنند. چون با وجود تعدیلهای متعدد نیرو، تورم بیسابقه و بحران قدرت خرید، توان درآمدی من کاهش یافته، درحالیکه ثروت والدینم افزایش پیدا کرده است.»
منبع: Fast Company