دوگانگی شفافیت و امنیت

از سوی دیگر، وقتی شرکت‌ها زمان افشای اطلاعات را به تعویق می‌اندازند، عملا سطح شفافیت بازار کاهش می‌یابد. این تعلل در افشا معمولا از نگرانی شرکت‌ها نسبت به واکنش بازار سرچشمه می‌گیرد. به‌عبارت دیگر، در خلأ معاملاتی، شرکت‌ها ترجیح می‌دهند خبرهای حساس مثل تعدیل سود یا قراردادهای پرریسک را تا زمان بازگشایی به تاخیر بیندازند.

 اما در فضای جنگی، تحلیل این مساله صرفا از دریچه مقررات بورسی کافی نیست؛ زیرا ملاحظات امنیتی و محرمانگی نیز به معادله اضافه می‌شوند.

 در شرایط جنگی، تعلل در افشای اطلاعات تنها مساله انضباط شرکتی نیست؛ گاه ملاحظات امنیتی نیز بر زمان‌بندی انتشار داده‌ها سایه می‌اندازد. در شرایط عادی، تاخیر در افشا معمولا ناشی از ضعف حاکمیت شرکتی یا نگرانی از واکنش بازار تلقی می‌شود؛ اما در فضای جنگی، بخشی از اطلاعات ممکن است ماهیتی راهبردی پیدا کند. 

برای مثال، اطلاعات مرتبط با ظرفیت تولید، موجودی انبار کالاهای استراتژیک، مسیرهای صادراتی، قراردادهای ارزی یا حتی محل استقرار برخی دارایی‌های عملیاتی، می‌تواند در شرایط تنش نظامی حساس تلقی شود. در چنین فضایی، شرکت‌ها ناگزیرند میان الزام به شفافیت و رعایت ملاحظات امنیت ملی توازن برقرار کنند.

این دوگانه، کار نهاد ناظر را نیز پیچیده می‌کند. اگر افشا به‌طور کامل متوقف شود، سرمایه‌گذاران با خلأ اطلاعاتی روبه‌رو می‌شوند و ریسک ادراک‌شده افزایش می‌یابد؛ اما اگر بدون پالایش امنیتی منتشر شود، ممکن است تبعاتی فراتر از بازار سرمایه ایجاد کند. بنابراین بخشی از تعلل مشاهده‌شده را باید در چارچوب مدیریت ریسک کلان و نه صرفا ضعف انضباطی تحلیل کرد.

راه‌حل، نه در تعطیلی کامل جریان اطلاعات، بلکه در «افشای مدیریت‌شده» است. می‌توان سازوکاری تعریف کرد که اطلاعات مالی کلیدی (سودآوری، جریان نقد، وضعیت بدهی) بدون ذکر جزئیات عملیاتی حساس منتشر شود. همچنین نهاد ناظر می‌تواند کمیته مشترکی با مراجع ذی‌ربط تشکیل دهد تا طبقه‌بندی اطلاعات راهبردی را مشخص کند و شرکت‌ها در ابهام تصمیم‌گیری نکنند. 

بازگشایی بازار نیز باید تدریجی و همراه با تقویم مشخص افشا انجام شود تا شوک اطلاعاتی همزمان به بازار وارد نشود.

*  استاد دانشگاه و فعال در حوزه مالی