یافتههای علمی نشان میدهند یکی از مزیتهای متفاوتی که افراد در دهههای ۴۰، ۵۰ و حتی ۶۰ سالگی خود از آن برخوردارند، هدفگذاری برای راهاندازی یک کسب و کار است.
در ادبیات مدیریت معاصر، بهرهگیری از استعارهها یکی از شیوههای موثر برای تبیین الگوهای رهبری و رفتار سازمانی است. در این میان، استعاره «زنبورعسل» و «ملخ» تصویری روشن از دو رویکرد متفاوت در رهبری سازمانها ارائه میدهد: رهبری پایدار در برابر رهبری سودمحور و کوتاهمدت.
نشریه کسبوکار هاروارد در بخش «نکته مدیریتی روز»، به افراد کمک میکند تیم خود و مهمتر از آن، خودشان را بهتر مدیریت کنند. گزیدهای از نکات «رهبری سازمانی در شرایط عدم قطعیت» عبارتند از:
کتاب اسب سیاه، به نویسندگی «تاد رز» و «اگی اگاس»، استادان دانشگاه هاروارد که نشر «مون» آن را چاپ کرده، روش رسیدن به موفقیت و کامیابی را از مسیری کاملا متفاوت از آنچه همه به ما میگویند، ارائه میکند. در پیشگفتار کتاب به موفقیت «جنی مک کورمیک» پرداخته شده است. در سال ۲۰۰۵، مک کورمیک با استفاده از تلسکوپ ۲۵سانتیمتری رصدخانه فارم کاو، در اوکلند نیوزیلند توانست سیارهای ناشناخته را در منظومهای کشف کند که ۱۵هزار سال نوری با زمین فاصله داشت. او چند سال بعدتر باز هم مایه شگفتی همه شد. چون یک سیارک تازه کشف کرد و روی حساب وطن پرستی اسمش را هم نیوزیلند گذاشت.