آلدوس هاکسلی در اثر ماندگار خود «دنیای قشنگ نو» تصویری تلخ و هشداردهنده از ویرانشهری فناورانه ارائه میدهد که در آن پیشرفتهای علمی و فناورانه بهجای ارتقای انسانیت، به ابزاری برای حذف ارتباطات و عاملیت فردی تبدیل شدهاند. سال گذشته نیز برای جامعه ایران، درست مثل دنیای هاکسلی بود: سالی پر از چالش و درعینحال، سرشار از فرصتهای از دست رفته برای اقتصاد دیجیتال ایران. حدود یکششم این سال در تاریکی خاموشیهای دیجیتال سپری شد؛ رکوردی که پیش از این فقط در دست کشور سومالی بود. دورههای خاموشی نهتنها ارتباطات را مختل کرد، بلکه ضربهای جدی به شریان حیاتی اقتصاد دیجیتال وارد آورد. اگر لایهای از تحلیل سطحی پایینتر برویم، این خاموشیها، صرفا نمود بیرونی مشکلی عمیقتر بودند: فاصله چشمگیر سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلیِ کشور با میانگین جهانی. درحالیکه جهان به سمت دیجیتالیسازی کامل پیش میرود و سهم اقتصادهای دیجیتال از تولید ناخالص داخلی جهانی بهطور متوسط به ۱۵ درصد رسیده است، ایران همچنان در کمتر از ۸ درصد این معیار متوقف مانده است.