ایران در وضع ناپایداری آبی ایستاده است. منابع آبی در کشورمان تحلیل رفته و تغییرات اقلیمی با شدت در حال تاثیرگذاری بر روندهای زیستیاند. سیاستهای صنعتی در ایران بهویژه در سکوی پرمصرفی چون بخش فولاد باید با شتاب به سمت اهمیت دادن به ارزشهای محیط زیستی پیش برود. اکنون چنین نیست، اما به نظر میرسد صنعتی با کیفیت فولاد به سمت سازگاری با کمآبی ایرانی پیش میرود.
صنعت فولاد ایران امروز در نقطهای ایستاده که دو چهره متفاوت دارد: از یکسو، آمارها نشان از آن دارد که ایران دهمین تولیدکننده بزرگ فولاد خام در جهان است و تنها چند میلیون تن با کشورهایی چون آلمان فاصله دارد، از سوی دیگر، همین صنعت هر سال با محدودیتهای شدید انرژی، سیاستهای ارزی متناقض و مداخله دولتی دستوپنجه نرم میکند.
تحولات در صنعت فولاد جهانی و تغییر رویکرد کشورهای بزرگ به سمت تولید فولاد سبز، ضرورت توجه به روشهای کمکربن و کاهش اثرات زیستمحیطی را برجسته کرده است. ایران، بهعنوان دهمین تولیدکننده بزرگ فولاد، باید برای حفظ رقابتپذیری و پایبندی به اهداف محیط زیستی، برنامهریزی و سرمایهگذاری در جهت گذار به تولید فولاد سبز را در دستور کار قرار دهد.
صنعت فولاد یکی از ستونهای اقتصاد جهانی است، اما همزمان بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانهای در صنایع سنگین به شمار میرود. طبق آمار آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، بخش فولاد بیش از ۷ تا ۹ درصد از کل انتشار گازهای گلخانهای جهان را به خود اختصاص داده است. این میزان اثرگذاری زیستمحیطی، فولاد را به یکی از صنایع اصلی هدف برای سیاستهای کاهش انتشار کربن تبدیل کرده است. تنها در کانادا، میزان انتشار دیاکسیدکربن در صنعت فولاد در سال ۲۰۲۳ حدود ۱/۱۳ میلیون تن برآورد شده که معادل آلایندگی سه میلیون خودرو بنزینی و حدود دو درصد از کل انتشار است. این ارقام نشان میدهد کاهش اثرات زیستمحیطی فولادسازی، نه گزینه، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای دستیابی به اهداف اقلیمی است.
طی سالهای گذشته و در شرایط پرمخاطره اقتصاد ملی، رهبر معظم انقلاب با ارائه مفهوم جدیدی در حوزه اقتصاد با عنوان «اقتصاد مقاومتی» و با تفسیر و تشریح ابعاد آن از سوی ایشان و سایر متخصصان و مسئولان، ماموریت جدیدی در مسیر توسعه ملی تعریف شده است. «ایجاد اقتصادی درونزا و بروننگر که در برابر تکانههای مختلف موثر در حوزه اقتصاد کمترین آسیب را به خود ببیند.»
تحریمها در دهه ۱۳۹۰ میلادی، نقطه عطف در مسیر توسعه فناوری و صنعت در ایران به شمار میروند. این محدودیتها نهتنها جریان مالی و تجاری کشورمان را مختل کردند، بلکه بر کیفیت و نوع فناوری واردشده نیز اثر گذاشتند. درحالیکه بسیاری از کشورهای جهان با تدوین سیاستهای محیط زیستی سختگیرانه مانع از ورود صنایع آلاینده، فناوریهای پرمصرف و ماشینآلات قدیمی به خاک خودشان میشوند، ایران در سالهای تحریم به مقصد مطلوبی برای چنین فناوریهایی تبدیل شد.
کمبود آب در ایران به مرحلهای بحرانی رسیده است. کاهش بارندگی، بهرهبرداری بیش از حد از منابع آب زیرزمینی و مدیریت ناکارآمد منابع آبی، کشور را با پدیدههایی مانند فرونشست زمین، خشک شدن تالابها و کاهش سطح آبهای زیرزمینی مواجه کرده است. دشتهای ایران که زمانی منابع غنی آب زیرزمینی داشتند، اکنون بهدلیل برداشت بیرویه در معرض فرونشست قرار دارند. این وضعیت نهتنها برای کشاورزی و محیط زیست، بلکه برای صنایع که به آب بهعنوان یکی از ورودیهای اصلی تولید وابستهاند، تهدیدی جدی محسوب میشود. دادن آب زیرزمینی بهصورت رایگان یا با هزینههای ناچیز به صنایع، سیاستی است که در گذشته رواج داشته، اما حالا به دلیل تبعات زیستمحیطی و اقتصادی آن، مورد انتقاد شدید قرار گرفته است.
ایران، این مجموعه و ترکیب پتانسیلها را طور دیگری باید دید. ایران با داشتن سهم قابلتوجهی از منابع طبیعی و معدنی بستر بکری برای سرمایهگذاری خارجی است. به این اعداد توجه کنید: ذخایر نفت ۱۶۰ میلیارد بشکه بهعنوان سومین کشور دارنده ذخایر نفت جهان، ذخایر گاز طبیعی ۳۳ تریلیون مترمکعب رده دوم جهان، فلزات اساسی شامل سنگ آهن با ذخیره قطعی بیش از سه میلیارد تن، مس بیش از ۴۵ میلیون تن فلز محتوی حدود پنج درصد ذخایر جهان، فلز روی بیش از ۱۲ میلیون تن فلز محتوی معادل شش درصد ذخایر جهان، سرب بیش از ۴/۵ میلیون تن فلز محتوی معادل پنج درصد ذخایر جهان، سنگهای ساختمانی بیش از ۴/۵ میلیارد تن ذخایر باکیفیت مناسب و دهها عنصر در مجموع بیش از سه درصد ذخایر معدنی جهان در ایران با جمعیت یکدرصدی از جهان قرار گرفته است.
انسانها کامودیتیهای معدنی را برای تولید فلزات گوناگون صنعتی از زمین استخراج میکنند، از آنها بهعنوان نهادههای تولید و ماده اولیه در صنعت استفاده میکنند و بعد از ساخت محصولات، دوباره آنها را دور میاندازند. این سیر خطی است که بعد از انقلاب صنعتی در جهان بهوجود آمد. کشورهای پیشرفته دنیا تلاش میکنند این سیر خطی را بهبود بخشند که آسیب کمتری به محیط زیست و زمین وارد آید. ماشینها، وسایل خانگی، گیرههای کاغذ، ساختمانهایی که در آنها زندگی میکنیم یا خودروهایی که هر روز از آنها برای رفتن به سرکار استفاده میکنیم، همگی به آلایندهسازترین صنایع جهان وابستهاند که مربوط به صنایع معدنی و فولاد است. آلیاژهای تولیدشده از آهن، باعث ایجاد ۷ تا ۹ درصد انتشار کربندیاکسید فعالیتهای انسانی میشود.
انتشار گازهای گلخانهای ناشی از فرآیندهای تولید فولاد به روش کوره بلند و احیای مستقیم به یکی از بزرگترین چالشهای صنعت در قرن حاضر تبدیل شده و زنگ خطر را برای تولیدکنندگان فولاد در سطح جهانی به صدا درآورده است. با توجه به سختگیریهای زیستمحیطی در سطوح بینالمللی، فولادسازان باید تدابیری برای این مشکل بیندیشند و رویکرد را تغییر دهند. در این راستا، یکی از راهکارهای موثر که دولتها و شرکتهای بزرگ فولادی میتوانند اتخاذ کنند، تولید فولاد سبز است که میتواند انتشار کربن را به صفر برساند. در ایران هم با توجه به اینکه اغلب تولید فولاد به روش کوره قوس الکتریکی است، آلایندگی نسبتاً کمی در مقایسه با کوره بلند دارد و نقش کمی در انتشار گازهای گلخانهای ایفا میکند. در همین رابطه مهرداد اکبریان، رئیس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگآهن ایران، بر این باور است که به دلیل نوع خاص فرآیند تولید فولاد در کشور که شامل مراحل سنگآهن، کنسانتره، گندله و آهن اسفنجی است، میتوان گفت فولاد تولیدی در ایران بهصورت طبیعی تا حدی نیمهسبز محسوب میشود. ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر، در زمره کشورهای آلاینده در تولید فولاد در جهان قرار ندارد. به عبارت دیگر، اگر ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کنند، میزان آلایندگی در فرآیند تولید فولاد ما در وضع بهمراتب بهتری قرار دارد.
صنعت فولاد در ایران، بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان منطقه و دومین منبع درآمد صادراتی غیرنفتی در کشورمان، نقش حیاتی در اقتصاد ملی ایفا میکند. بااینحال، این صنعت در مواجهه با چالشهای ساختاری نظیر تحریمهای بینالمللی، محدودیتهای انرژی، فرسودگی نسبی تجهیزات و فشارهای فزاینده برای کاهش اثرات زیستمحیطی، نیازمند تحول بنیادین است.
درحالیکه جهان با شتاب به سمت فولاد سبز، هوشمندسازی خطوط تولید و اتوماسیون صنعتی پیش میرود، بخش بزرگی از صنعت فولاد ایران همچنان در مدار سنتی تولید باقی مانده است؛ مداری که بر پایه کمیت بنا شده، نه کیفیت و نوآوری. در این میان پرسش کلیدی این است که چگونه میتوان سهم اندک فناوری و نوآوری را افزایش داد و صنعت فولاد ایران در این مسیر با چه فرصتها و چالشهایی روبهرو است؟
فولاد بهعنوان ستون فقرات صنایع مادر جهان نقش مهمی در اقتصاد صنعتی ایران دارد. این صنعت زیرساختی هم اشتغال و ارزآوری میآفریند و هم زیرساخت توسعه را شکل میدهد. با وجود این، دلایلی همچون عدم سرمایهگذاری کافی و محدودیتهای ناشی از تحریمهای بینالمللی مانع توسعه فناوریهای نوین در صنعت فولاد ایران شدهاند. موضوعی که باید بیش از پیش موردتوجه قرار گیرد، چراکه در درازمدت به عقبماندگی صنعت فولاد ایران از دنیا میانجامید و خطر حذف فولاد ایران از بازار را به همراه دارد. اکنون در آستانه ورود به عصر «فولاد هوشمند و سبز» پرسش کلیدی این است: آیا صنعت فولاد ایران میتواند با تکیه بر نوآوری و شرکتهای دانشبنیان از چرخهای سنگین سنتی عبور کند و به قطار جهانی نوآوری بپیوندد؟