بزنگاه توسعه اقتصادی

جنگ و مذاکرات پس از آن در حال حاضر به یک بزنگاه تاریخی تبدیل شده است. اقتصاد ایران پیش از هرگونه تنش یا جنگ نیز با مجموعه‌ای از ابرچالش‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کرد؛ چالش‌هایی مانند تورم مزمن و بالا، ناترازی‌های گسترده در بخش انرژی، بحران‌های محیط زیستی، کسری‌های ساختاری بودجه و مشکلات عمیق در نظام بانکی که سال‌ها اقتصاد ایران را تحت‌تاثیر خود قرار داده‌اند. این مسائل به‌تنهایی کافی بودند تا رشد اقتصادی کشور را محدود کنند، سرمایه‌گذاری را کاهش دهند و رفاه عمومی را تحت فشار قرار دهند. اکنون در شرایطی که فشارهای خارجی و هزینه‌های ناشی از جنگ نیز به این وضعیت اضافه شده، نیاز به یک تغییر مسیر اساسی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. در چنین فضایی، دستیابی به یک توافق پایدار اکنون دیگر یک ضرورت اقتصادی است. اقتصاد ایران برای بازگشت به مسیر رشد، نیازمند سرمایه‌گذاری، ثبات و ارتباط با اقتصاد جهانی است. بدون این تغییر مسیر، عبور از ابرچالش‌های موجود دشوار خواهد بود.  اگر فرض کنیم که فاز نبرد میدانی در حال حاضر به پایان رسیده یا دست‌کم وارد مرحله‌ای کم‌تنش‌تر شده است، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که گام بعدی چیست؟ به نظر می‌رسد تبدیل کردن این وضعیت، به یک دستاورد اقتصادی بتواند گام مهم بعدی برای ایران باشد.

   شکوفایی پس از ویرانی

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که دوران توسعه اقتصادی بسیاری از کشورها با پایان موفقیت‌آمیز یک دوره تنش یا جنگ فرا رسیده است. کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و کره‌جنوبی، پس از تجربه‌های سخت جنگ و ویرانی، توانستند با اتخاذ سیاست‌های درست، اصلاحات ساختاری و تعامل موثر با جهان، مسیر توسعه را آغاز کنند. نکته مهم این است که این کشورها صرفا به پایان جنگ اکتفا نکردند، بلکه آن را به سکویی برای بازسازی اقتصادی و نهادی تبدیل کردند. آنها دریافتند که بدون اصلاحات داخلی و بدون جذب سرمایه و فناوری خارجی، امکان بازسازی و پیشرفت وجود ندارد.

این منطق در رابطه با ایران نیز، می‌تواند صادق باشد. اگر توافقی پایدار و قابل اتکا شکل بگیرد، می‌تواند فضای اقتصادی را به‌طور قابل‌توجهی بهبود ببخشد. کاهش نااطمینانی، یکی از مهم‌ترین پیامدهای چنین توافقی خواهد بود؛ عاملی که مستقیما بر تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی اثر می‌گذارد. در شرایطی که فعالان اقتصادی نسبت به آینده اطمینان ندارند، طبیعی است که سرمایه‌گذاری به تعویق بیفتد یا به سمت فعالیت‌های غیرمولد حرکت کند. اما با شکل‌گیری یک چارچوب باثبات در سیاست خارجی، این وضعیت می‌تواند تغییر کند.

با این حال، توافق به‌تنهایی کافی نیست. ایران برای بهره‌برداری واقعی از این فرصت، باید به‌طور همزمان اصلاحات اقتصادی داخلی را نیز در دستور کار قرار دهد. آزادسازی اقتصادی، بهبود فضای کسب‌وکار، اصلاح نظام بانکی، کنترل تورم و مدیریت ناترازی‌های بودجه‌ای از جمله اقداماتی هستند که بدون آنها، حتی در صورت رفع تحریم‌ها، رشد پایدار حاصل نخواهد شد. به بیان دیگر، سیاست خارجی و سیاست اقتصادی داخلی باید در یک راستا حرکت کنند. تعامل با جهان بدون اصلاحات داخلی، به نتیجه مطلوب نمی‌رسد و اصلاحات داخلی بدون کاهش تنش‌های خارجی نیز با محدودیت‌های جدی مواجه خواهد شد.

یکی از نگرانی‌هایی که در چنین شرایطی مطرح می‌شود، این است که آیا سرمایه‌گذاران خارجی در فضایی که سابقه تنش و بی‌ثباتی داشته، حاضر به ورود خواهند بود یا نه. پاسخ این پرسش مطلق نیست، اما تجربه نشان می‌دهد که اگر بسترهای لازم فراهم شود، این وضعیت می‌تواند تغییر کند. سرمایه‌گذاری خارجی بیش از هر چیز به دنبال بازدهی و امنیت است. اگر ایران بتواند چارچوب‌های حقوقی شفاف، ثبات نسبی در سیاستگذاری و دسترسی به بازار را تضمین کند، جذابیت آن برای سرمایه‌گذاران افزایش خواهد یافت. حتی کشورهایی که در گذشته با ریسک‌های بالا مواجه بوده‌اند، توانسته‌اند با اصلاحات تدریجی، اعتماد سرمایه‌گذاران را جلب کنند.

 اثر رفع تحریم‌ها

رفع تحریم‌ها خود به‌تنهایی یک عامل بسیار مهم و تعیین‌کننده است. تحریم‌ها نه‌تنها دسترسی ایران به منابع مالی و بازارهای جهانی را محدود کرده‌اند، بلکه هزینه مبادلات اقتصادی را نیز به‌شدت افزایش داده‌اند. کاهش یا حذف این محدودیت‌ها می‌تواند مسیر تجارت خارجی را هموارتر کند، صادرات را افزایش دهد و دسترسی به فناوری و سرمایه را تسهیل کند. علاوه بر این، اگر میزانی از منابع مالی بلوکه‌شده (همچون رقم در حدود ۲۰‌میلیارد دلار که گاهی به آن اشاره می‌شود) در دسترس قرار گیرد، می‌تواند به‌عنوان یک محرک کوتاه‌مدت برای اقتصاد عمل کند. البته این منابع باید به‌درستی مدیریت شوند تا به جای ایجاد تورم یا هزینه‌های غیرمولد، در مسیر سرمایه‌گذاری و تقویت زیرساخت‌ها به کار گرفته شوند.

نکته کلیدی این است که ایران اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که می‌تواند مسیر آینده خود را تا حد زیادی تعیین کند. این بزنگاه به این معناست که فرصت‌ها و تهدیدها به‌طور همزمان در بالاترین سطح خود قرار دارند. اگر از این فرصت برای انجام اصلاحات و بهبود روابط خارجی استفاده شود، امکان دستیابی به رشد اقتصادی پایدار در بلندمدت وجود دارد. اما اگر این فرصت از دست برود، احتمال تشدید تنش‌ها و ورود به یک دوره رکود عمیق‌تر بسیار بالا خواهد بود.

ضرورت بهبود اقتصادی

باید توجه داشت که نیاز ایران به سرمایه‌گذاری، موضوعی مربوط به امروز یا پس از جنگ نیست. حتی پیش از هرگونه تنش، اقتصاد کشور برای حفظ و افزایش سطح تولید، ایجاد اشتغال و ارتقای بهره‌وری، به سرمایه‌گذاری گسترده نیاز داشت. امیر کرمانی اقتصاددان ایرانی و استاد دانشگاه برکلی اشاره کرده است که ایران برای بهینه‌سازی بخش انرژی خود به حدود ۱۰۰‌میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز دارد. به نظر می‌رسد این نیاز اکنون به مراتب بیشتر شده است. زیرساخت‌های اقتصادی، صنایع، بخش انرژی و حتی بخش‌های خدماتی، همگی نیازمند نوسازی و توسعه هستند. بدون تامین منابع مالی و انتقال فناوری، این هدف‌ها قابل تحقق نخواهند بود.

در صورت دستیابی به یک توافق بلندمدت و پایدار، این امکان وجود دارد که اقتصاد ایران جهش واقعی را تجربه کند. چنین جهشی البته یک‌شبه رخ نمی‌دهد، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ و مستمر است. افزایش سرمایه‌گذاری، بهبود بهره‌وری، گسترش صادرات و ارتقای جایگاه ایران در زنجیره ارزش جهانی، همگی می‌توانند در این مسیر نقش ایفا کنند. اما شرط لازم برای همه این‌ها، ایجاد ثبات و اعتماد است.

در مقابل، اگر این فرصت از دست برود، پیامدهای آن می‌تواند آسیب‌زا باشد. ادامه یا تشدید تنش‌ها، محدودیت‌های بیشتر در تجارت و سرمایه‌گذاری، افزایش نااطمینانی و در نهایت، ورود اقتصاد به رکودی عمیق‌تر، از جمله سناریوهای محتمل خواهند بود. در چنین شرایطی، مدیریت چالش‌های فعلی نیز دشوارتر خواهد شد. بنابراین، نگاه به مفهوم «برد» نیز باید واقع‌بینانه باشد. برد در اینجا به معنای آن نیست که یک طرف بدون هیچ‌گونه انعطاف یا امتیازی، به تمام خواسته‌های خود برسد. چنین بردی در دنیای واقعی تقریبا وجود ندارد. آنچه می‌تواند به‌عنوان یک پیروزی پایدار تلقی شود، یک توافق برد-برد است؛ توافقی که منافع اقتصادی، امنیتی و سیاسی هر دو طرف را در نظر بگیرد و بتواند در بلندمدت دوام بیاورد. چنین توافقی نه‌تنها از بازگشت تنش‌ها جلوگیری می‌کند، بلکه زمینه را برای همکاری‌های بیشتر نیز فراهم می‌سازد.

بسیاری از کشورها مسیر توسعه خود را پس از یک دوره بحران یا حتی ویرانی آغاز کرده‌اند. این بحران‌ها، اگرچه هزینه‌های سنگینی به همراه داشته‌اند، اما در عین حال فرصتی برای بازنگری در سیاست‌ها، اصلاح ساختارها و آغاز یک مسیر جدید نیز فراهم کرده‌اند. برای ایران نیز این امکان وجود دارد که از شرایط فعلی به‌عنوان یک سکوی پرتاب استفاده کند. اما تحقق این امر، نیازمند تصمیم‌های شجاعانه، نگاه بلندمدت و هماهنگی میان سیاست‌های داخلی و خارجی است. اگر چنین رویکردی اتخاذ شود، می‌توان امیدوار بود که کشور نه‌تنها از این مرحله عبور کند، بلکه از آن به‌عنوان نقطه آغاز یک دوره جدید از رشد و توسعه بهره ببرد.