یافتههای علمی نشان میدهند یکی از مزیتهای متفاوتی که افراد در دهههای ۴۰، ۵۰ و حتی ۶۰ سالگی خود از آن برخوردارند، هدفگذاری برای راهاندازی یک کسب و کار است.
در ادبیات مدیریت معاصر، بهرهگیری از استعارهها یکی از شیوههای موثر برای تبیین الگوهای رهبری و رفتار سازمانی است. در این میان، استعاره «زنبورعسل» و «ملخ» تصویری روشن از دو رویکرد متفاوت در رهبری سازمانها ارائه میدهد: رهبری پایدار در برابر رهبری سودمحور و کوتاهمدت.
اخبار
مدیران روزنامه شماره ۶۴۹۸
پنجشنبه، ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
تجزیه و تحلیل منابع انسانی،چگونه به تصمیمگیری بهتر کمک میکند؟
«تجزیه و تحلیل منابع انسانی» یعنی جمعآوری و تفسیر دادههای منابع انسانی برای پشتیبانی از تصمیمات مبتنی بر شواهد. این روش با عنوان تجزیه و تحلیل افراد و تجزیه و تحلیل نیروی کار نیز شناخته میشود و به متخصصان منابع انسانی و سازمانهایشان کمک میکند بتوانند از طریق دادهها، تصمیمگیری را بهبود بخشند.
مطلبی را در یکی از پستهای پیج اینستاگرام نوشته بودم. آن را برای تعدادی از عزیزان، از جمله یک هنرمند که به پیج او علاقهمند شده بودم، دایرکت کردم. او با ناراحتی تمام پیامی برای من نوشت مبنی بر اینکه من هنرمند هستم و دنیای من با دنیای کاسبی شما کاسبکاران خیلی فاصله دارد...آری! او دچار «سندروم ونگوگ» شده بود.
«اصل پیتر» که نخستین بار توسط «لارنس پیتر» و «ریموند هال» در سال ۱۹۶۹ مطرح شد، میگوید کارکنان معمولا تا سطحی ارتقا مییابند که در آن سطح دیگر شایستگی لازم را ندارند. سازمانها معمولا افراد موفق را آنقدر ارتقا میدهند تا عملکردشان افت کند و بعد به جای آنکه به نقش جدیدی منتقل شوند که بهتر بتوانند استعدادهایشان را به کار گیرند، اغلب آنها را در همان جایگاه نگه میدارند. این روند در طول زمان، باعث میشود جایگاههای مدیریتی یا رهبری سازمانی پر شود از افرادی که موفقیتهای گذشتهشان با نیازهای مدیریت یک تیم همخوانی ندارد و در نتیجه شکافهایی در مهارتهای کلیدی مانند توانایی مدیریت افراد ایجاد میشود. دادههای اخیر موسسه گالوپ نشان میدهد که اصل پیتر در میان سرپرستان کارکنان خط مقدم آمریکا در حال رخ دادن است و این موضوع میتواند پیامدهای منفی برای میزان مشارکت کارکنان و عملکرد سازمانی آنها داشته باشد.